اسدالله کیانی انبوهی

پنج شنبه، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت: ۷:۵۷ ق.ظ | 434 بازدید |   | کد خبر: 38825
38827

محل شهادت جاده اهواز -خرمشهر
تاریخ تولد ۰۲/۰۶/۱۳۴۴
تاریخ شهادت ۱۲/۰۲/۱۳۶۱

دوم شهریور ۱۳۴۴ بود که اسداله در محیط پر مهر خانواده کیانی چشم به جهان گشود .

هنگامی که در ظهر آفتابی ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی پیروز شد ، اسداله ۱۴ سال بیشتر نداشت .

فعالیت در محیط کوچک کتابخانه ی مسجد جوادالائمه علیه السلام نتوانست روح سرکش اسداله را آرام کند این شد که به قم هجرت کرد تا لباس پیامبر صلوات الله علیه را بپوشد خلیی زود در جرگه ی جماعتی به اسم « روحانیون بیدار» قرار گرفت و کارهای انقلابی آنها در دو ، سه سال اول پیروزی انقلاب زبانزد خاص و عام شد . وقتی عضویت در این گروه هم نتوانست او را اقناع کند کوله بارش را بست و راهی جبهه شد .

دهم اردیبهشت ۱۳۶۱ عملیات « بیت المقدس » با هدف آزاد سازی خرمشهر از چندین محور آغاز شد . دومین روز این عملیات در محور جاده اهواز– خرمشهر اسداله پس از جنگی نا برابر با تانگ های پیشرفته دشمن به شهادت رسید .

مارش پیروزی این عملیات که نواخته شد ، پیکر خونین طلبه شهید اسداله کیانی بر دوش مردم و بچه محله هایش از مقابل مسجد جوادالائمه علیه السلام به سمت قطعه ۲۶ بهشت زهراء سلام الله علیها تشییع شد .

قطعه ۲۶ ردیف ۶۹ شماره ۴۲

 

محل تولد تهران تاریخ تولد ۰۲/۰۶/۱۳۴۴
محل شهادت جاده اهواز -خرمشهر تاریخ شهادت ۱۲/۰۲/۱۳۶۱
استان محل شهادت خرمشهر شهر محل شهادت
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تعداد پسر ۰ تعداد دختر ۰
تحصیلات طلبه رشته
عملیات بیت المقدس سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید تهران – بهشت زهرا (س)
 شهید اسدالله کیانی انبوهی از زبان دوستان و همرزمانش در مسجد جوادالائمه سیمتری جی تهران – خیابان شهد برادران فلاح

 همیشه این سوال در ذهنمان بوده که سیمای ملکوتی شهیدان از جنس « اسداله کیانی » در قیامت خداوند چگونه خواهد بود و چگونه باید نظاره گر آنان باشیم .

و سخت است برای جوانانی که امروز در مسجد جوادالائمه علیه السلام قدم می زنند و به سیمای پاک جوانان نگاه می کنند که شاید هرگز آنان را ندیده اند و بزرگترهای مسجد و محله با کلام و ادب آنان آشناتر هستند .

صحبت از اسداله کیانی ، همان جوان نجیبی که در دوم شهریور۱۳۴۴ چشم به جهان گشود و وقتی در جاده اهواز ، خرمشهردر عملیات بیت المقدس به خیل شهیدان پیوست .

دوازدهمین روز اردیبهشت۱۳۶۱ بود و اوج جوانی و هیجده سالگی اسداله رقم می خورد.

اسداله کم حرف می زد ، نگاهی نافذ داشت و هر جا صحبت از انقلاب اسلامی و دفاع از ارزشهای آن بود ، سرو کله اش پیدا می شد .

اجرای نمایش « گندم های خونین » و بازی کودکانه او با گریم هنرمندانه در سن و سال با تجربه ها شانه به شانه می زد .

آنان که آن روزها « گندم های خونین » را در مسجد جوادالائمه علیه السلام دیده اند ، یاد و خاطره اسداله را از یاد نبرده اند .

نازنینی که سالهای آخر عمر دوست داشت طلبه شود و خود را به حوزه های علمیه رساند اما ندای هل من ناصر ینصرنی که از جبهه ها به گوشت رسید ، روح او به پرواز درآمد . یاد و خاطره اش جاویدان باد .

منبع:شهادت سرا

انتهای پیام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 9 =