وعده های آقای نماینده از حرف تا عمل/از دانشکده هنر جوبن تا ذوب آهن رودبار

شنبه، ۱۲ دی ۱۳۹۴ساعت: ۳:۵۵ ب.ظ | 1,730 بازدید |   | کد خبر: 21327
21179

در حقیقت به بحث منطقه ای و رأی در دوره هفتم توجهی نکردم و دیدگاه بنده این است که از پاچنار لوشان گرفته تا انتهای اسکولک و مناطق رحمت آباد و بلوکات، خورگام و عمارلو همه برای من عزیز هستند و برای تمام مناطق به یک شکل کار خواهم نمود.

به گزارش زیتون خبر، سایت نوای رودبار در بازخوانی وعده وعیدها به وعده های انتخاباتی نماینده فعلی رودبار پرداخته است.

چهار سال پیش همین روزها بود که عطااله حکیمی نماینده ی فعلی در گفت و گویی انتخاباتی با هفته نامه ی شکوفه های زیتون وعده هایی دادند که بخشی از آن را در زیر خواهید خواند. قضاوت با شما بینندگان فهیم

در حقیقت به بحث منطقه ای و رأی در دوره هفتم توجهی نکردم و دیدگاه بنده این است که از پاچنار لوشان گرفته تا انتهای اسکولک و مناطق رحمت آباد و بلوکات، خورگام و عمارلو همه برای من عزیز هستند و برای تمام مناطق به یک شکل کار خواهم نمود.

برای منجیل نیز مجوز احداث مجتمع ورزشی که بعد از بنده نیز کوتاهی شد و به سالن ورزشی تغییر پیدا کرد را گرفتم و یا به شهرک صنعتی منجیل که ۱۳۵هکتار زمین اختصاص دادیم که آن نیز بصورت غیر قانونی به شرکتی به صورت مجانی واگذار شده بوده و آنرا پس گرفتیم و مجوز ساخت شهرک از هیئت وزیران گرفته شد و قرار بر این بود که کلنگ آغاز پروژه زده شود تا حداقل ۲۰۰ مجتمع کارگاهی در آن منطقه احداث گردد اما متأسفانه بعد از بنده تمام این کارها متوقف ماندند.

همچنین برای شهر لوشان نیز خدماتی صورت گرفت که از جمله آنها می توان به آبرسانی آن که ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان هزینه برداشت اشاره کرد. اضافه نمودن یک دهنه پل داخل شهر لوشان که همیشه ترافیک نیز در آن مسیر بوجود می آمد باهزینه ای بالغ بر ۱ میلیارد و ۶۵۰ میلیون تومان انجام گرفت. یک سالن ورزشی به مردم خوب سیاه تپه لوشان اهداء نمودیم و کلنگ مدرسه ای را نیز در آنجا به زمین زدیم که باز پس از دوره بنده برجای ماند و کاری صورت نگرفت.

در مناطق روستایی نیز سعی کردم حداقل یک خدمت انجام دهم و به ندرت روستایی پیدا خواهد شد که بنده در دوره هفتم کاری در آن روستا انجام نداده ام.

بطور مثال ویه به کلیشم در منطقه محروم فاراب ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان تنها هزینه آسفالتش شد یا ۶ کیلومتر جاده انبوه یا بطور مثال در بخش رحمت آباد برای اولین بار در مدت چهار سال، سیدان و حاجی شیرکیاء، راجعون، گنبک، حاجی ده، کیاباد و کیاباد تخت را برای اولین بار آسفالت نمودیم. در مسیر فاراب مسیر پارودبار را نیز شروع نمودیم که چند کیلومتر ماند که اگر به لطف خدا در این دوره انتخاب شدم ادامه مسیر را نیز آسفالت خواهیم کرد.

در مسیر خورگام از بره سر شروع کردیم و تا نزدیک اسطلخ کوه آسفالت شد و از سوی دیگر از سمت پس طالکوه تا گلنگش و تا شاه شهیدان زیر سازی انجام شد که متاسفانه در دوره هشتم رأی نیاوردم و این کار نیز باقی ماند. در بخش بلوکات نیز از کوکنه شروع کردیم و تا سد سنگر آسفالت شد و مجموعاً با توجه به خدماتی که صورت گرفته می توان گفت در حوزه آسفالت روستایی در طی ۴ سال خدمت بنده ۷۰ کیلومتر آسفالت صورت گرفت، در حالی که در ۳ دوره قبل از بنده جمعاً ۲۸ کیلومتر آسفالت به روستاها آمده بود. ۵۴ روستا آبرسانی و ۸۲ روستامخابرات که در استان نیز اول شدیم، ۹ روستا گازرسانی شد که مجوز ۱۷ روستای دیگر بعلاوه شهرهای بره سر و جیرنده و امام زاده هاشم را نیز گرفتیم که در دی ماه سال ۱۳۸۶ فراخوان پیمانکار نیز اعلام شد اما متاسفانه در دوره بعد از بنده هیچ اقدامی صورت نگرفت.

اعتقاد بنده این است که دور ترین روستاهای شهرستان ما باید از نعمت آسفالت، برق، گاز، آب، مخابرات، بهداشت برخور دار باشند و باید به روستاها نگاه ویژه ای داشته باشیم. برای احیاء مجدد بخش کشاورزی در روستاها نیز باید جوانان را به سمت روستا سوق دهیم و به آنها برنامه دهیم و حمایتشان کنیم. مثلاً اگر آب کشاورزی ندارند برایشان آب کشاورزی تعریف کنیم. در دو حوزه مثال می زنم یکی اینکه در بخش خورگام در دوره قبل مجوز احداث سد صیقلده را گرفتم که هم اکنون مطالعه فنی آن در حال انجام است و ردیف و کد اجرایی دارد. وظیفه این سد آبرسانی به شهر بره سر و کل روستاهای اطراف و آبرسانی به بخش کشاورزی آن منطقه است که بخش کشاورزی آنجا متحول خواهد شد، ضمن اینکه منطقه خشک بخش خورگام را تقریباً نیمه مرطوب خواهد کرد و آب و هوای آن منطقه را کاملاً تغییر خواهد داد.

یا سـد دیـورش که آب آشامیدنـی بخـش های زیادی را تأمین می کند و بخش کشاورزی رحمت آباد را نیز متحول خواهد کرد. در بخش عمارلو در کلیشم یک سیل بند زدیم که بتوانیم استخری ایجاد کنیم تا امکان آن را داشته باشد که آب مورد نیاز کشاورزی را تامین نماید. در روستاهایی همچون کلشتر، گلدیان، ویایه و داکدره پمپاژ آب بخش کشاورزی را در دستور کار قرار دادیم و پیگیری نیز نمودیم اما نیمه کاره ماند. برنامه بنده این است که برای هر بخش و منطقه ای با توجه به پتانسیل های بالقوه آن منطقه برنامه ریزی نماییم. اما روی کشت محصول نیز باید کارشناسی کنیم. در دوره قبل برای اولین بار زعفران در شهرستان کشت شد و کیفیت آن به اعتقاد کارشناسان جهاد کشاورزی از قائنات مشهد نیز بالاتر است. این فکر در ذهن بنده ایجاد شده است که نیازی نیست که حتماً در بخش عمارلو و خورگام گندم و جو بکاریم. باید کار کارشناسی صورت گیرد و از کارشناسان زبده کشور استفاده نماییم. خیل کثیری از جمعیت ما به سمت رشت، قزوین، کرج، تهران و… رفته اند. این جوانان با حقوق پایین نمی توانند از خرج های زیاد کلان شهر ها برآیند اما اگر همین جوان به روستا بازگردد می تواند با سرمایه گذاری در بخش کشاورزی به زندگی خود به خوبی ادامه دهد. در بخش دامپروری شهرستان ما شرایط بسیار ایده آلی دارد، باید به بهترین نحو از آن استفاده نماییم . در این دوره توسعه دامداری صنعتی روستایی در دستور کار بنده قرار دارد.

در خصوص آزاد راه نیز باید بگویم که قبل از بنده آقایان کم لطفی نمودند و هر دو مسیر آزاد راه را از مسیر توتکابن به رشت بردند و یعنی بازار رستم آباد را با این کار عملاً تعطیل کردند. این مسئله ضربه بسیار سنگینی به شهر رستم آباد وارد نمود و خود جای تاسف دارد. اگر طراحی آزاد راه با بنده بود یقیناً مسیر رفت را از توتکابن به سمت رشت انتخاب می کردم و مسیر برگشت را از رستم آباد انتخاب می کردم تا همشهریان متضرر نشوند.

برای اینکه بنده این ضعف را پوشش دهم یک ایستگاه راه آهن برای رستم آباد در نظر گرفتم که خود بزرگترین ایستگاه راه آهن جنوب گیلان بعد از رشت است. در رودبار زمینی که به طول۱۰۰۰ متر و عرض۵۰۰ متر برای ایستگاه مورد نیاز بود یافت نشد اما در حال پیگیری و رایزنی هستیم تا بتوانیم یک ایستگاه کوچک در رودبار ایجاد نماییم تا مردم رودبار از این کار راضی باشند، انشاءاله در این دوره پیگیری خواهم نمود.

در خصوص رستم آباد نیز برنامه دارم تا شهر رستم آباد را به سمت توتکابن توسعه دهم و انشاءاله با این کار بزرگترین شهر جنوب گیلان نیز شکل خواهد گرفت تنها با یک معماری مدرن با کار کارشناسی دقیق و حساب شده در خصوص آزاد راه قرار بود قبل از بنده و در دوره اول پل از ابتدای سالن هلال احمر رودبار زده شود و از انتهای هرزویل بیرون بیاید و عملاً هم رودبار حذف می شد و هم منجیل، الحمدالله با پیگیری هایی که انجام دادم نگذاشتم که این موضوع شکل بگیرد و تصمیم بر این شد تا آزاد راه از داخل رودبار عبور کند و از پشت مغازه های رودبار از حاشیه رودخانه بگذرد و از انتهای خلیل آباد به سمت منجیل ادامه پیدا کند و از داخل منجیل نیز عبور خواهد کرد، احساس بنده این است که با این کار دین خود را نسبت به این دو شهر انجام دادم.

در خصوص شهرک ولی عصر (عج) که با پلی که بعد از آن شهرک زده شد و بازوان آن را فلج کرد نیز باید بگویم قرار بود که پل اتوبان از مسیر نرسیده به شهرک ولیعصر (عج) -چلوکبابی محمدی که به همین دلیل خریداری شد – زده شود اما آقایان بعد از بنده خیانتی در حق مردم رودبار انجام دادند و پل را بعد از شهرک احداث نمودند و برخی از همشهریان را از نان خوردن انداختند. در خصوص لوشان نیز ظلم صورت گرفته، برای اینکه این موضوع را پوشش دهیم تصمیم گرفتم در ۶ ماه آخر با توجه به اینکه درگیر انتخابات بودم پیشنهاد بازارچه ای کنار آزاد راه را دادم. یک بازارچه در رودبار، منجیل و یک قسمت در لوشان که متأسفانه در مدت چهار سال گذشته پیگیری نشد و یکی از پیگیری های جدی بنده در این دوره این است که این بازراچه ها شکل بگیرد.

عمده ترین دغدغه های بنده در این دوره بحث اشتغال جوانان است که بدلیل نبود شغل نسل جوان و تحصیل کرده دچار چالش شده و این چالش در شهرستان نیز جدی است. با توجه به لیستی که تهیه شده متوجه شده ایم که حدود ۴۵۰ نفر تنها در مقاطع فوق دیپلم و لیسانس در رشته های فنی اشتغال ندارند.

در این رابطه بنده چند طرح دارم، یکی توسعه شهرک های صنعتی و احیاء مجدد کارگاه ها و کارخانجات غیر فعال. بطور مثال هم اکنون کارخانه کاشی گیلانا با بحران مواجه است و با توجه به تحصیلات و تخصص بنده و با علم به این که پس از دوره هفتم بعنوان مدیر عامل گروه کارخانجات صنعتی و معدنی ایران با بیش از ۳۰۰ کارخانه کوچک و بزرگ در کشور بوده ام اعتقادم بر این است که در این خصوص نیز می توانم پیگیری ها را انجام دهم و مشکلات را بر طرف نمایم.
البته باید متذکر شوم که دو کار بنده در دوره قبل، راه اندازی مجدد معدن سنگرود پس از ۱۷ ماه تعطیلی بود که در خصوص معدن سنگرود با توجه به تلاش هایی که انجام دادم توانستم معدن سنگرود را پس از ۱۹ سال از بخش خصوصی به دولت بازگردانم. تفکر بنده روی خصوصی سازی است اما خصوصی سازی واقعی یعنی کسی که سرمایه دارد و حاضر به سرمایه گذاری است نه اینکه از اموال دولت استفاده نماید.
در خصوص کفش گنجه که یکی دیگر از کارهای بنده در دوره مجلس هفتم بوده است نیز باید بگویم که در آن دوران این شرکت ۵ سال تعطیل بود و نگذاشتم که دستگاه های آنرا از شهرستان خارج نمایند. در زمان بنده در شرکت ۸۰ نفر در حال کار بودند قبل از آن تکلیف ۸۰۰ نفر از کارکنان کفش گنجه را با کمک مدیر عامل آن مشخص نمودیم. شرکت سودآور بود حتی فاز توسعه نیز داشت اما بعد از دوره بنده کاری در این زمینه صورت نگرفت ؛ضمن اینکه در دوره بعد دستگاه های این کارخانه را جمع آوری کردند و به تهران بردند و کارخانه کفش گنجه برای همیشه از رودبار رفت.
کارخانه کاشی گیلانا در دوره بنده نیز می خواست تعطیل شود اما رسیدگی نمودم و نگذاشتم که تعطیل گردد و تعارفی با کارفرما نداشتم مگر می شود حدود ۳۰۰ نفر همشهریان من بلاتکلیف بمانند.

تولیدات کارخانه کاشی گیلانا براحتی بفروش می رسد و ۲۰۰ شعبه در سراسر کشور دارد. به نظرم مشکل کارخانه کاشی گیلانا عمدی است.
بنده در دوره قبل چهار پروژه ملی تعریف و پیگری نمودم: ۱- ذوب آهن۲- پتروشیمی۳-پالایشگاه(GTL)4- نیروگاه گازی۵۰۰مگاواتی
در خصوص پالایشگاه GTL باید گفت که این پالایشگاه از یک روند معکوس صورت می گیرد بطوریکه از گاز طبیعی، بنزین و فراورده های نفتی استخـراج می شود. مردم شهرستان یقین بدانند که تمام تلاش خود را انجام خواهم داد تا این پروژه های مادر در شهرستان شکل بگیـرند و یقیناً با شکـل گیری ایـن پروژه ها مشکل بیکاری در شهرستان ریشه کن خواهد شد.
پروژه ذوب آهن به ۲۵۰۰ نفر نیروی کار نیاز دارد و با تکنولوژی فوق العاده بالا با همکاری سرمایه گذاران ایرانی و خارجی در حال پیگیری است. مردم شهرستان در جریان باشند که انشاءاله با اجرایی شدن پروژه های مد نظر بنده جهش استراتژیک و پیشرفت عظیمی در استان شکل خواهد گرفت.

برنامه دیگر در همین راستا این است که قرار بر این شد تا اولین دانشگاه فولاد در کشور در شهرستان رودبار با همکاری دانشگاه اتووای کانادا و دانشگاه علم و صنعت ایران احداث گردد تا علم فولاد در کنار کارخانه فولاد سبب پیشرفت شگرفی در این صنعت گردد.
در بخش زیتون نیز باید گفت که شهرستان ما را با نام زیتون می شناسند اما باور کنیم که زیتون دیگر از رودبار رفته است. استان های دیگر در این زمینه از ما پیشی گرفته اند. در مصاحبه های مسئولین استان نامی از زیتون برده نمی شود و این ضعف ما است و باید با برنامه ریزی ضعف ها را تصحیح نماییم. مسئولین استان هیچ توجهی به شهرستان رودبار ندارند. بطور مثال ورودی استان گیلان شهر لوشان است اما عوارضی در امامزاده هاشم قرار دارد یعنی عملا شهرستان رودبار را از استان حذف نموده اند. یقین بدانید که اگر انتخاب شوم با هیچ فرد یا گروهی تعارف ندارم و این مسایل را مطرح می نمایم و پاسخ می خواهم. در بحث زیتون بحث احداث بزرگترین مرکز فرآوری زیتون خاورمیانه با مشارکت ایتالیا و اسپانیا داریم که کارهایش نیز انجام پذیرفته است و با توجه به این موضوع در کنار این مرکز ۱۰ هزار هکتار زمین های شهرستان زیر کشت زیتون خواهد رفت.

یکی دیگر از موضوعات این بخش اصلاح باغات سنتی و صنعتی کردن آنها به جهت توسعه بیشتر و مرغوب تر است.
در خصوص سازمان زیتون نیز باید بگویم که شکل گیری این سازمان از زمان مجلس هفتم مطرح شد. در دوره هشتم قطعی شد و شنیده ام که آقایان از نفوذشان استفاده نموده اند و سازمان را به نفع خود مصادره می کنند. نظر بنده این است که سازمان زیتون حق ما است و اگر این سازمان تا زمان مجلس نهم به استانی اختصاص نیافت حتماً پیگری می کنم تا سازمان زیتون به زادگاه زیتون یعنی شهرستان رودبار بازگردد.
در حوزه تجاری و بازرگانی برنامه دارم که برای هرشهر مراکز تجاری و بازرگانی تعریف نمایم. یک مرکز خرید؛ تلاشم این است که با مشارکت خود مردم این کار صورت گیرد و کالا و خدمات را با نازل ترین قیمت به دست مردم رسانده و واسطه ها را از میان برداریم. برای شروع کار نیز رستم آباد را بعنوان نمونه این طرح انتخاب کردیم تا بصورت آزمایشی نتایج کار را مشاهده نمائیم. بازاریان نیز یقین بدانند که این کار با مشارکت آنان شکل خواهد گرفت.
مردم خود می دانند که تا کشاورز سود نبرد امکان توسعه تولید وجود ندارد. در حال حاضر تنها واسطه ها سود می برند.

در بخش گردشگری مناطق بسیار زیادی در شهرستان داریم. بنده در دوره قبل ۶ منطقه نمونه گردشگری پیشنهاد کردم و در هیئت وزیران نیز تصویب شد و سرمایه گذار آن بخش را نیز به شهرستان دعوت نمودیم. در این بخش نیز برنامه های اصولی و تحول بر انگیز داریم.

اعتقاد قبلی دارم که توسعه ای موفق است که همه جانبه باشد. نگاه بنده این است که باید در کنار بخش های اقتصادی در حوزه اجتماعی و فرهنگی بصورت جدی ورود نمائیم و با برنامه حرکت نمائیم. یکی از آیتم های این بخش توجه جدی به بخش فرهنگ است. اعتقاد دارم زیر بنای توسعه هر کشوری فرهنگ آن کشور است، بنابراین یکی از ارکان اساسی توسعه هر کشوری فرهنگ است. ایمان دارم که با حرف و شعار کارها پیش نمی رود.

در حوزه فرهنگ نیز پیگیر تأسیس اولین دانشکده خصوصی هنر در کشور بودم و در این راه زمینی در منطقه جوبن در نظر گرفته شد. بحث این دانشگاه بسیار جدی بود که با سرمایه گذار خصوصی آن نیز رایزنی صورت گرفت و با دانشگاه سوربون پاریس نیز در این زمینه توافقاتی انجام دادیم. حتی با یکی از هنرمندان فرهیخته کشور شخصاً مذاکره نمودم و از ایشان خواستم تا در این راه ما را یاری نماید که این هنرمند نیز با کمال میل این مسئله را پذیرفت.

در حوزه ورزش نیز با یکی از ورزشکاران به تفاوت رسیدیم و نتیجه این شد تا این فوتبالیست با حضور در شهرستان استعدادهای جوان ها را شکوفا کند و در این راه نیز به وی قول دادیم تا امکانات را نیز برایش مهیا نماییم.
در حوزه فرهنگ و هنر باید ارشاد شهرستان را کاملا متحول کنیم و خیلی از مسائل را در حوزه های موسیقی، شعر و ادب، رسانه، سینما، هنرهای تجسمی، تئاتر و نمایش و … را با برنامه ریزی شکوفا نماییم. این بخش، بخش مهمی برای بانوان شهرستان ما است ما آقایان محدودیت خاصی نداریم اما بانوان اکثر ساعات روز را در فضای بسته ی منزل به سر می برند و باید شرایطی برایشان آماده و مهیا گردد تا بتوانند از منابع استفاده نمایند.

در حوزه ی کمیته امداد و بهزیستی نیز برنامه های جامعی برای معلولین و سالمندان داریم و در پی تأسیس مرکز نگهداری و در کنارش دهکده سلامت و علاوه بر آن مرکز تخصصی فیزیوتراپی برای معلولین هستیم.
در حوزه ی ملی تنها در جهت دفاع از ارزش های نظام، خون شهدا، منویات امام(ره) و مقام معظم رهبری و منافع ملی نظام و ملت گام برمی داریم و در این دوره قاطعانه گام ها استوار خواهد بود.

در بخش حمایت از سرمایه گذاری و بخش خصوصی برنامه دارم و هر عزیزی که تصمیم به سرمایه گذاری در شهرستان عزیزمان رودبار داشته باشد یقین بداند که بنده با تمام افتخار در کنارشان هستم و مشکلات را از پیش رویشان برخواهم داشت.

نظرتان در مورد تغییر مدیران پس از انتخاب بعنوان نماینده چیست؟
بنده تا این لحظه هیچ تصمیمی در ارتباط با عزل و انتصاب مدیر جدیدی نگرفته ام؛ انشاءاله پس از انتخابات تمامی مدیران را در چارچوب مدیریت جدید خواهیم برد. برای بنده تخصص و تحصیلات عالی، تجربه و تعهد به نظام و رهبری، رضایت پرسنل و مردم بسیار مهم است. اگر رضایتمندی وجود داشته باشد برایم مهم نیست که مدیر یا رئیس اداره به بنده رأی داده یا نه، بنده آنها را حفظ خواهم کرد چون هدفم خدمت به مردم است و مدیرانی که چنین ویژگی هایی نداشته باشند مطمئن باشید که یک روز هم تحملشان نخواهم کرد. نظرم این است که با توجه به تجربه ای که داریم دیگر حق اشتباه نخواهیم داشت.

چرا شهرستان رودبار حرکتی لاک پشتی به سمت پیشرفت داشته است؟ علت عقب ماندگی شهرستان را در چه می بینید؟
متأسفانه مدیران استان هیچ توجهی به شهرستان رودبار ندارند و رودبار را جزئی از گیلان نمی دانند.
رودبار از لحاظ وسعت، اولین شهرستان استان گیلان است و با توجه به پراکندگی روستاها و فاصله ی زیادی که بین آنها و مرکز شهرستان وجود دارد مسئولین در اختصاص اعتبارات نگاه ویژه ای به شهرستان رودبار ندارند. پس از زلزله بودجه هایی به استان آمد اما مبالغ در شهرستان های دیگر هزینه شد و تنها به نام رودبار تمام شد. تیم مدیریت بنده این دوره گروه بندی خواهد شد و در هر بخش مشاوران و کارشناسان تخصصی حضور خواهند داشت. قطعاً با برنامه ریزی هایی که صورت گرفته است کمبودها و مشکلات شهرستان مستند و با شواهد بر روی سایت بنده قرار خواهند گرفت تا با دسترسی آسان اطلاعات کامل را به مسئولین بدهیم و بتوانیم کمبودها را به آنها گوشزد کنیم.

مردم شهرستان رودبار یقین بدانند برنامه های مختلفی در بخش های گوناکون طرح گردیده که انشاءاله پس از انتخاب بنده این برنامه ها اجرایی و عملی خواهند شد و مردم تحول را خواهند دید. به مردم قول می دهم که این دوره اجازه نخواهم داد گروهی بین من و مردم فاصله بیندازند.

انشاء اله هر سه و یا چهار ماه جلسات عمومی با حضور مسئولین و مردم برگزار خواهیم کرد و از مشکلات و معضلات در دیدار چهره به چهره اطلاع پیدا خواهیم نمود و در صدد رفع آنها تلاش خواهیم کرد.
اولین چیزی که با گفتن این کلمات به ذهنتان می رسد چیست؟
درد: محرومیت شهرستان
زحمت: کار برای مردم شهرستان برایم زحمت نیست
کشاورز: محروم ترین و شریف ترین اقشار جامعه
پیرزن و پیرمرد: اسوه و الگوی جوانان
اشتغال: ضروری ترین موضوع فعلی زمان ما
جوان: مهم ترین سرمایه ما
اعتیاد: خانمان سوز
ورزش: ضروری و واجب
ایران: عزیز
امام خمینی (ره): قلب
آیت اله خامنه ای: این هم قلب
مجلس: مهمترین مرکز تصمیم گیری کشور
ولایت فقیه: واجب
آرامش: آرزوی همه انسانها
انقلاب ایران: مهمترین رخداد تاریخ جهان پس از ۱۴۰۰ سال
عطاءاله حکیمی: خادم نظام، رهبری و ملت ایران
کلام آخر
صمیمانه از مردم شهرستان رودبار تشکر می کنم که یک بار دیگر می خواهند به خادم خود اعتماد کنند و با یقیـن عرض می کنم که این مسئولیت را امانت الهی می دانم و انشاءاله تلاش می کنم از تمامی امکانات و توان خود و کشور برای توسعه ی شهرستان استفاده نمایم تا رضایتمندی مردم شهرستان موجب گردد. رضایتمندی مردم رضایتمندی خداوند متعال است.

بنابراین از همه ی مردم شریف شهرستان به خصوص نسل جوان می خواهم تا بدانند که حتی یک رأی تعیین کننده ی سرنوشت فعلی و آیندگان این سرزمین است. همه دلسوزانه در انتخابات شرکت کنیم تا مشت محکمی بر دهان یاوه گویان شرق و غرب باشد.

  1. دردمند دی ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۷ ب.ظ

    سلام
    شاید جدای از تمام گفتاری که میتوان بر نوشته فوق بیان کرد جا دارد حدیثی از امام علی ع را بازگو کنیم . آن حضرت میفرمایند: باید از دوستی با آدم دروغگو پرهیز کرد چرا که او«چونان سراب، دور را نزدیک، و نزدیک را دور می‌نماید. » و یا اینکه در جایی دیگر فرموده اند: راست گفتار بر بلندای نجات و کرامت جای دارد و دروغگو بر لبه پرتگاه سقوط

  2. شهروند دی ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۷:۵۰ ب.ظ

    دردمن جان احسنت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 17 = 25